شمارۀ ١١٥ (ماه آگست ٢٠٠٩) مجلۀ ائينۀ افغانستان در پهلوى مطالب جالب و خواندنى ديگر، روايات ويادداشت هاى بسيار جالب و مستندى را از مرحوم پاچا صاحب سيد محمد سرور خان کنرى نيز به نشر سپرده است که با توطئه هاى انگليس براى سقوط دولت امانى ارتباط مى گيرد. باآرزومندى مؤفقيت پوهاند داکتر هاشميان در نشر هرچه زودترکتاب يادداشت هاى پدر محترم شان ميخواهم براى روشن ساختن بيشتر دسايس استعمار انگليس، فعاليت هاى خرابکارانۀ عمال داخلى شان و ريشه هاى مخالفت سردار محمد هاشم خان و خانواده اش با ميرزمان خان کنرى مطالب چندى را خدمت هموطنان عزيز تقديم کنم . کنر همواره براى انگليس ها از اهميت خاصى برخوردار بودکنر دره ايست طولانى که در قسمت شمال شرقى کشورعزيز ما، موازى با خط تحميلى سرحدى ديورند، در مجاورت با مناطق سرحدى آزاد مهمند (مومند)، باجور و دير موقعيت دارد. کنر همچنان بنا بر موجوديت يک پايگاه مسلمانان هندوستانى که عليه استعمار انگليس مبارزه ميکردند، و در چمرکند، يک روستاى کوچک مرزى در نزديکى منطقۀ مهمند وسرکانى کنر، مستقر بودند، براى انگليس ها هم از نظر امنيتى (جلوگيرى از شبيخون هاى جنگجويان بر پوسته های امنيتی اطراف پشاور) و هم از نظر تلاش هاى شان براى کوبيدن و شکستن مقاومت از اهميت بسزائى برخوردار بود. چون کنترول مناطق سرحدى اساس سياست خارجى انگليس ها را ميساخت ، لذا برنامه سازان ستراتيژى انگليس برای منطقه در طول دوران امپراتورى شان به مناطق دوطرف خط تحميلى ديورند، خصوصا کنر و مهمند، توجه خاص داشتند. از همين جاست که تلاش هاى مقامات انگليسی براى داشتن لانۀ هاى جاسوسى، نفوذ و داشتن پايگاه مستحکم در کنر ، سابقۀ طولانى داشته تادوران امير دوست محمد خان و امير شير عليخان ميرسد. غازى ميرزمان خان کنرى خارچشم انگليس ها بوددر پاراگراف دوم (صفحۀ ٦٠ آئينۀ افغانستان) پوهاند داکترهاشميان از پدر شان روايت ميکنند که"درين هنگام شهزادۀ جوان امان الله خان مرکز و جميعت ديگرى مستقل از مرکز معين السلطنه تاسيس کرده مير زمان خان با دشمنى فطرى که با استعمار انگليس داشت، از آوان جوانى با مبارزان آزادى طلب و افغانان رزمنده سرحد آزادکه عليه انگليس ها قيام و اعلان جهاد نموده بودند، روابط نزديک برقرار نمود و در پيکار معروف ضد انگليسى سال ١٩٠٨ ميلادى که در تاريخ بنام "سره غزا" ثبت شده است، بحيث يکى از سران مبارزين ضد انگليس شرکت نمود و نامش در افغانستان و صوبه [ايالت] سرحد وِرد زبان ها گشت . همين شهرت و دشمنى با انگليس ها باعث شد تا با شهزاده جوان "امان الله خان" (عين الدوله) آشنا شود، آشنايى که با گذشت زمان و آزمون هاى متعدد به دوستى عميقى تبديل شد و تا آخر عمرشان ادامه داشت ( ځلمى، محمد ولى ، ١٩٩٠، ص ١٩٨. اسناد رسمى انگليس گواهى ميدهد ک نائب السلطنۀ هند بريتانوى"لاردمينتو" در رابطه با قيام ١٩٠٨ مهمندبه امير حبيب الله خان اطلاع داده و خواست تا جنگجويان مسلحى را که از قلمرو افغانستان آمده و در جنگ اشتراک دارند، فورآ برگرداند و در آينده هم از آمدن ايشان جلوگيرى کند. امير حبيب الله خان با گرفتن پيغام مؤرخ ٢٤ اپريل در جوابيۀ تاريخ ٥ مى به او اطمينان داد که به مامورينش احکام جدى صادر کرده تا شديدا از عبور افراد از سرحد جلوگيرى کنند، اگر چه اين کار نسبت موجوديت راه هاى ناشناخته شدۀ متعدد بصورت قطعى امکان پذير نيست . امير همزمان بافرستادن اين نامه ملاها و روحانيون را ازمنطقۀ مهمند و افريدى احضار کرد و برايشان در محضر عام اعلام نمود که با همکارى ايشان در مبارزات مردم مهمند مخالف است . امير همچنان کسانى را که درين جنگ اشتراک نموده بودند به کابل فرستاده تحت مراقبت قرارداد . قابل ياد آوريست که بعد از مرگ امير حبيب الله خان، به تخت نشينى آزادى خواه و تحول طلب بزرگ، امان الله خان، که انگليس ها او را خوش نداشتند و تائيد نميکردند، از يک سو وحصول استقلال افغانستان از سوى ديگر براى انگليس ها شوک آور بود. در گذشته چنين اتفاقى براى مارش کردن قواى انگليسى به افغانستان بهانه هاى کافى بدست ميداد. اما حال حالات تغير نموده بود و انگليس ها مجبور شدند به حربه هاى ديگرى متوسل شوند، و در پى تعويض غازى امان الله خان با شخصى که "برترى اتحاد با بريتانياى کبير" را درک کند، برايند. و اين شخص کسى جز سپه سالار محمد نادر خان نبود که از ديرگاه با انگليس ها زدوبند محرمانه داشت و سرانجام او را به کمک پول و اسلحه و به يارى جنگجويان قبايلى وزيرى هند بريتانوى به کابل آوردند (ولودارسکى، ميخاييل ترجمۀ عزيز آريانفر،٢٠٠١، صفحۀ ١٨٠). غازى ميرزمان خان در معرکۀ استرداد استقلال افغانستان در١٩١٩ ميلادى بحيث سرلشکر و مسئول جبهه مؤفق چترال (جبهه اسمار، ارنوۍ، دوکلام و لمبربټ) و فتوحات و پیروزیهای آن علیه استعمار هند بريتانوی نقش بارز داشت . وى همچنان در سرکوبى شورش (سال ١٣٠٣/١٩٢٤) منگل نقش اساسى داشت و در خاموش ساختن بغاوت شينوار خدمات ارزنده و تاريخى اى انجام داد. البته توطئه ها و نقش انگليس ها در براه انداختن اين شورش ها پوشيده نبوده و شما چند سند آنرا در صفحات بعدی ملاحظه خواهيد فرمود . ارتباطات سردار هاشم خان و خانواده اش با انگليس هاممکن عدۀ زيادى ازهموطنان گرامى ما اطلاع داشته باشند که به سلطنت رسيدن سپه سالار محمد نادر خان يک امر اتفاقى نبود. دستگاه استعمارى انگليس چه در کسب شهرت و چه در رساندن سردار محمد نادر خان و خانواده اش به قدرت نقش برازنده داشت . چون اين بحث خارج از موضوع فعلى ماست، فعلا آنرا به کنار مى گذاريم . براى شناسائى بهتر اين خانواده (خاندان طلائى/آل يحيى/مصاحبان) و ريشه هاى تاريخى ارتباطات ان با انگيس هاهموطنان گرامى ما ميتوانند دو اثر ذيل را مطالعه فرمايند:
(براى سهولت خوانندگان گرامى هر دو رساله از ادرس انترنيتى www.ZamaniFamily.com دستياب ميباشد. و متن انگليسى رسالۀ " تاريخ سکوت ميشکند: نادر چگونه به پادشاهى رسيد؟" يا How did Nadir accede the throne? هم به آن علاوه خواهد شد) . حمايت مخفيانه از پاليسى هاى انگليس در دربار امير حبيب الله خان :مسئلۀ وارد شدن در جنگ به طرفدارى ترک ها عليه انگليس ها در دوران جنگ جهانى اول، دربار امير حبيب الله خان و حلقه هاى حاکمه را به دو گروپ مخالف تقسيم نمود. در گروپ هوادار انگليس ها يا به عبارت ديگر گروپى که ميخواست در جنگ بى طرف باقى بماند خود امير، عبدالقدوس خان اعتمادالدوله (صدراعظم)، بى بى حليمه ، بيوۀ بسيار فعال امير عبدالرحمن خان (نواسۀ اميردوست محمد خان) و تعدادى از تاجرانى شامل بودند که با هند بريتانوى تجارت داشتند. در گروپ دوم يابه اصطلاح حزب جنگ، نخست سنت گرايان تحت رهبرى سردار نصرالله خان، قاضى القضات حاجى عبدالرزاق خان که توسط روحانيون و رهبران قبايلى حمايت ميشد، و ثانيا تجددطلبان تحت رهبرى محمود طرزى و امان الله خان شامل بودند (اوستا اوليسن ، ١٩٩٥، ص ١٠١). اما اسناد محرمانۀ استخبارات انگليس روشن ميسازد که موقف نادرخان و برادرانش کاملا روشن نبود. آنها طرفدار منافع انگليس يعنی بيطرفى در جنگ بودند، ولى با ترس از ينکه به طرفدارى از انگليس ها متهم نشوند، موقف شانرا به گونۀ فورمولبندى نمودند که از تصاميم امير حبيب الله خان پيروى خواهند نمود. سردار نادر خان و اعضای ديگر خانواده مصاحبان بعدا نيزکوشيدندتا از جنگ های قبايل سرحد آزاد عليه انگليس ها جلوگيری کنند . پخش تبليغات زهراگين سردار هاشم خان عليه غازى امان الله خان دربين قبايل مهمند:يادداشت محرمانۀشماره هفت (٧) ادارۀ استخبارات ايالت سرحدى شمال غربى براى هفتۀ که به تاريخ ١٥ فبرورى ١٩٢٣ ختم ميشود، در پراگراف شماره ٨٤ خود گزارش ميدهد که "مکاتباتىکه بين نائب سالار محمد هاشم خان و يک ملک افغان مهمند ديده شده ، ميرساند که قبايل سمت مشرقى در تابستان سال ١٩٢٢ در نتيجۀ قصه هاى مبنى بر انحراف امير، وزرا و علماى کابل از رعايت راه صريح اسلام و پيگيرى نوآورى و پيشرفت بى خدايان آشفته شده اند. محمد هاشم خان در ماه سپتمبر به طرف معامله اش اطمينان داده و از او خواسته است تا در مورد [؟] درستى عقيدۀ مذهبى و حمايت از تعليم امير تبليغ کند. نگرانى اعليحضرت امان الله خان در رابطه با تخريب اوضاع توسط سردار محمد هاشم خان :يادداشت محرمانۀشماره چهارده (١٤) ادارۀ استخبارات ايالت سرحدى شمال غربى براى هفتۀ که به تاريخ ١٠ اپريل ١٩٢٤ ختم ميشود، در پراگراف شماره 198 خود گزارش ميدهد که "امير ظاهرا از اقدامات مانع شوندۀ حاکم اعلى جلال آباد، که تنها باعث تشديد مقاومت و رکود پاليسى هاى بدنام [منظور اصلاحات اجتماعى] امير شده است، نگران ميباشد. قصد امير براى برطرفى [حاکم اعلى] از جلال آباد آشکار بوده و اخيرا به وى دو دستور صادر نموده تا در مورد شينوارى ها و ديگران لحنش را معتدل تر ساخته و از روش آشتى دادن کاربگيرد. دراين زمينه [حاکم اعلى]جرگۀ نازيان را رها نموده و در عوضش در رابطه با قتل دوسپاهى افغان چند تن از سنگو خيل را بازداشت نموده است "...اما ملايمت وى [هاشم خان] در همين جا خاتمه مى يابد، چون معاون کميشنر پشاور درين اواخر اطلاعاتى را بدست آورده که وى در ملاقات با يک جرگۀ "کوډاخيل" و "عيسى خيل" [اقوام جنگجوى که عليه انگليس ها مبارزۀ مسلحانه ميکردند و از دوستان و همسنگران نزديک ميرزمان خان کنرى بودند] از آتش مزاجى و بدرفتارى کار گرفته و آنها را تهديد نموده اند که با اقدامات جزائى لشکر کشى مشترک افغان و انگليس مواجه خواهند شد. در عوض مهمندى ها ازينکه به داؤود شاه پناه داده باشند، انکار نموده اما به وضاحت اظهار داشتند که اگر ايشان [داؤود شاه] را دستگير هم کنند، هيچوقت به حاکم اعلى نخواهند سپرد". داؤود شاه و اردلى دوتن از شينوارى هاى سنگوخيل بودند که به تاريخ ٨ اپريل ١٩٢٣ دو نفر از صاحب منصبان عسکرى ارتش بريتانيا به نام هاى "اور" و "اندرسن" را که مامور امنيت ساختمان خط ريل در درۀ خيبر بودند، به قتل رساندند. دست داشتن سپه سالار نادر خان در اغتشاش منگل:يادداشت محرمانۀشماره (٢٩) ادارۀ استخبارات ايالت سرحدى شمال غربى براى هفتۀ که به تاريخ٩ آگست ١٩٢٣ ختم ميشود، در پراگراف شماره ٣٨٠ خود گزارش ميدهد که "در سمت جنوبى مزاحمت بصورت عمومى به زدوخورد بين دسته هاى منگل و قبايل ديگر محدود مانده است، اما قدرت حاکم اعلى بصورت دوامدار مورد تمسخرقرار گرفته و علايمی که بيشتر از يک سئو ظن است نشان ميدهد که نادر خان درين ماجرا دست داشته باشد، چرا که وى اقرار کرده است که با اميرالدين خان بنا بر خلق کردن مشکلات براى جنرال محمد عمر که از طرف وى با زحمات زياد انتصاب شده است، خشمناک است ." تعهد سپه سالار نادر خان به همکارى با انگليس ها (قبل از اغتشاش منگل):همفريز وزيرمختار انگليس ها در کابل در گزارش مفصل شماره ١٤ مؤرخ ١٦ جون ١٩٢٣ اش ازملاقات خصوصى ايکه بين وى و سپه سالار سردار نادر خان بعد از دعوت شام ١٣ جون در سفارت انگليس صورت گرفته اطلاع داده که نادرخان به وى وعده داده است که با تمام قوايش تلاش خواهد ورزيد تا دولت افغانستان براى بهبود مناسبات به انگليس ها اطمينان دهد. وى (نادرخان) در رابطه با شکايت انگليس ها در مورد توقيف و مجازات جنايتکاران منفور [ اصطلاحى که انگليس ها به جنگجويان حمله کننده بر تاسيسات و پايگاه هاى انگليس بکار ميبرد]، لهن تند، ظالمانه و ناسزاگويانۀ مطبوعات نيمه رسمى افغان و ازبين بردن توطئه هاى ضد انگليسى در سرحد وزيرستان ميگويد که باوجود هيجان عظيمى که به اثر واقعۀ بمباردمان "توچى" ايجاد شده است، تلاش هاى بينظيرى را براى برآورده ساختن خواسته هاى من [همفريز] به خرچ داده است . مثلا توقيف داؤود شاه و اردلى توام با برطرف ساختن مدير جريدۀ "اتحاد مشرقى" کدام دستاورد عادى نبود. همچنان قاتلين کوهات دشمنان امير تلقى شده و براى دستگيرى شان، در صورتى که در قلمرو افغانستان ديده شوند، احکام شديد صادر شده است . گزارش مى افزايد که نادر خان صميمانه از همفريز تقاضا نموده است تا براى توجيه کردن گرايش فعلى امير در انظار مردم ، بريتانياى کبير بايد از خود يک حرکت سخاوتمندانه نشان دهد. طور مثال او گفت که مثلا پرواز يک طيارۀ واحد از هند و هديه دادن آن به امير ، بر مردم افغان تاثير شگفت آورى خواهد داشت . توطئه براى تعويض اعليحضرت امان الله خان توسط انگليس ها:اسناد متعدد ادارۀ استخبارات هند بريتانوى نشان دهنده آنست که انگليس ها بعد از شکست اغتشاش خوست در فکر کودتاه و تعويض غازى امان الله خان توسط يکى از اشخاص مورد نظر شان بودند. يکى ازين اسناد تلگرام شماره ٨١، مؤرخ ٢ جون ١٩٢٧ از کابل است که در رابطه باعواقب چنين پيش آمد، شانس نادر خان و موقف مادر پر نفوذ غازى امان الله خان ابراز نظر ميکند . مستر گولد درين تلگرام مينويسد که "اول ) من هيچ دليلى ندارم تصور کنم تا عليا حضرت [ مادر غازى امان الله خان] عليه فرزندمقربش (؟ چه در مخالفت يا توطئه به مقابلش) سهم بگيرد، مگر اينکه امير راهى را انتخاب کند که به نظر وى [مادرش ] (مهلک؟) ثابت شود و با تمام نفوذش نتواند وى را از آن منحرف سازد. اگر امان الله قربانى يک کودتا شود، وى شايد نسبت به عنايت الله خان و يا فرد ديگرى از خانوادۀ پاينده خان، برادر زاده و دامادش على احمد را ترجيح دهد. دوم ) قرار معلومات من، روابط على احمد با خانوادۀ سلطان محمد خيل [خوب ] نيست و وى هم به ائتلاف با اين خانواده مايل نخواهد شد، مگر انکه يک تهديد پايدار به مقامش باشند." تلاش بر انداختن فرقۀ "استقلال و تجدد وارتباط آن با نقشه هاى فرزندان سردار ايوب خان :"در فبرورى ١٩٢٧ (پ/٩٩٠/٢٧) راپور داده شده بود که پسر ارشد ايوب خان (سومين پسر امير شير على خان ) توسط دستۀ از قندهار دعوت شده است تا قيام عليه شاه را رهبرى کند...حالا به نظر ميرسد که استخبارات بلوچستان از شخصى به نام حاجى دوست محمد شنيده است که اين توطئۀ ملا ها توسط فضل عمر، حضرت صاحب شوربازار کابل، سازمان يافته است. ادعا ميشود که وى در جملۀ اشخاص عمدۀ ديگر با عبدالعزيز وزير حربيه، شير احمد رئيس شورا که فعلا شاه امان الله را همراهى ميکند، محمد عثمان خان سابق والى قندهار و يکى از حاميان ايوب خان در دوران زندگى اش ، در مکاتبه بوده است . گفته ميشود (صفحات ٢-٣) هدف برانداختن فرقۀ "جديد" [فرقۀ استقلال و تجددکه رئيس عمومى و بانى آن اعليحضرت غازى امان الله خان بود] پيشرفت افغانستان در غياب شاه است ... لست افغان هاى برجستۀ منسوب به اين توطئه (صفحۀ ١٥) که قرار بود قبل از هشتم (٨) مارچ آغاز شود شامل شاه محمود، برادر نادر خان ميباشد ، کسى که همين حالا (پ . ١٠٧٩/٢٨) از نائب الحکومتى جلال آباد سبکدوش شده است ". قرارداد سرى بين نادر شاه و حکومت بريتانيا:درصفحۀ دوم يک سند خيلى محرمانۀ مؤرخ ٩ جون سال ١٩٣٢ تحت عنوان شاه سابق امان الله، گزارش داده شده که "امان الله معتقد است که يک قرارداد سرى بين نادرشاه و حکومت بريتانيا عقد شده که مطابق آن طرفين به توافق رسيده اند که هيچ اقدام مهمى بدون مشورت وزير [مختار] بريتانيا در کابل صورت نخواهد گرفت . در بدل آن حکومت بريتانيا موافقت کرده سالانه دوصدهزار [پوند] سترلنگ مساعدت کند. گفته ميشود اين توافق نامه در لندن توسط شاه ولى خان (برادر کوچکتر نادرشاه) امضا شده، کسى که فعلا در پاريس سفير افغانستان ميباشد. يقينا هيچ کسى بغير ازين سفير، شاه محمود، هاشم خان و يکى دوتن از اعضاى فاميل از موجوديت اين قرارداد اطلاع ندارند. اگر اين معلومات درست باشد، به احتمال اغلب خانم شاه ولى خان (که خواهر امان الله است) اين اطلاعات را به وى رسانده باشد ... امان الله همچنان از پيمانى برآشفته است که بين نادر شاه و شاه ابن سعود [پادشاه عربستان] انعقاد يافته و هدف آن جلوگيرى از تبليغات خرابکارانۀ است که در حجاز صورت ميگيرد. امان الله نتيجه ميگيردکه هدف، وى ودستۀ همفکرانش ميباشدوچون اميدوار بود براى باردوم به حج در شهر مقدس برود، خشمگين است ." اغتشاس منگل وسپه سالار محمد نادر خان :يادداشت محرمانۀشماره چهارده (١٤) ادارۀ استخبارات ايالت سرحدى شمال غربى براى هفتۀ که به تاريخ ١٠ اپريل ١٩٢٤ ختم ميشود، در پراگراف شماره ١٩٩ خود گزارش ميدهد که "تمام شواهد به يک نتيجه اشاره ميکنند و آن اينکه امير فعلابا يک موج عدم محبوبيت مواجه بوده که به شدت او را نگران ساخته است ... منگلى ها درين اواخر او را متهم ساخته اند که يا خودش قاديانى بوده و يا هم تمايل شديدى به اين دستۀ مذهبى دارد.... علاوتا يک بدگمانى عمومى اى هم موجود است که امير قبيلۀ خودش را نيز ازنظر انداخته [منظور قطع امتيازات عدۀ از سرداران کهنه کار ميباشد]، که اگر اين راپور ها صحت داشته باشند، ازين احساس جنرال نادر خان به خوبى بهره بردارى خواهد کرد. او که دورۀ نقاهتش را در جبل السراج سپرى ميکند، يک موقف بسيار شديد عدم همکارى را اختيار نموده است ." به گزارش کاپى يادداشت محرمانۀشماره (١٧) مؤرخ ١٦ مى ١٩٢٤ آتشۀ نظامى نمايندگى بريتانيا در کابل در رابطه با ناآرامى در خوست امده است که "سردار نادر خان تا حال نرفته است اما امکانات اينکه بدين زودى ها [مزاحمت در] خوست تصفيه شود، چانس تجديد نظر بر استعفاى او از خدمت نظامى را کمتر کرده است . و اما تا زمانى که وى و برادرانش شاه ولى و شاه محمود در افغانستان و بدون ماموريت رسمى باشند، هميشه امکانات مزاحمت موجود است . شايعات حاکيست که به دونفر اخيرالذکر بزودى وظايفى داده خواهد شد." در ضميمۀ يادداشت محرمانۀشماره پانزده (١٥)، مؤرخ ١٧ اپريل ١٩٢٤ ادارۀ استخبارات تحت عنوان اغتشاش منگل در خوست ، تلگرام هاى ٧٢٣٨ و ٧٩٧٨ ايالت سرحدى شمال غربى براى هفتۀ که به تاريخ ١٠ اپريل ١٩٢٤ ختم ميشود، آمده است که " به نظر ميرسد که شورش يک مسئلۀ بسيار جدى است . حکمران جديد خوست نميتواند به مرکز حکومتى اش در متون برود و حکمران متقاعد هم بيرون رفته نميتواند; طرح ارائه شده براى مذاکرات در رابطه با شکايت شورشيان بنظر نميرسد که پىشرفتى نموده باشد.... قابل ياداوريست که بنظر ميرسد يکى از علل کمک کننده به اغتشاش - ويا احياى مجدد آن ، مظنون بودن افراد قبايلى بر عزل نادر خان، قهرمان شان در کابل باشد. گمان آنها، اگر چه بشکل اغراق اميز است، چندان دور از هدف هم نيست; چنانچه او به پاريس فرستاده خواهد شد و برادرش فعلا براى مسکو تعين شده است . محل امضاى د.ت . مونتيت. ٢٤/٤/ ٢٤" اختلافات سردار هاشم خان وخانوادۀ سردار محمد نادر خان با غازى ميرزمان خان کنرىدشمنى ميرزمان خان کنرى با انگليس ها و حمايت وى از رژيم امانى و دوستى با غازى امان الله خان علل عمدۀ کينه توزى واختلافات خانوادۀ مصاحبان را با وى تشکيل ميدهند. براى برآورده ساختن اهداف ستراتيژيک و سياسى انگليس ها در منطقه، سردار هاشم خان و خانواده اش از طرق مختلف مانع کسانى ميشدند که سد راه اهدافشان قرار ميگرفتند. مثال هاى ذيل باز هم به استناد راپورهاى محرمانۀ استخباراتى انگليس نشان ميدهد که غازى ميرزمان خان کنرى در زمرۀ اين اشخاص قرار داشت : قبل از استقلال شرکت در جنگ هاى آزادى بخش ماوراى خط تحميلى ديورند نقش بارز در جنگ سوم افغان و انگليس دفاع از نهضت و رژيم امانى در همين رابطه مکتوب شماره ٢٩٨ مؤرخ ٢٢ دسمبر ١٩٢٤ همفرىز وزيرمختار انگليس در کابل تحت عنوان اغتشاش خوست به حکومت هند بريتانوى اطلاع داده است که "ميرزمان خان کنرى ديروز با تقريبا چهار هزار جنگجوى قومى و يکصدوپنجاه (١٥٠) نفر از ملکان ځدران وارد کابل شد . ځدرانى ها از اعتماد به مامورين فارسى زبان خوددارى نموده و حاضر شدند با حکومت تنها از طريق ميانجيگران پشتون به مذاکره بپردازند. ميرزمان خود شخصا مسئوليت بردن بى خطر آنها به کابل را به عهده گرفت . قرار راپور هاى قابل اطمينان : (١) ځدرانى ها تا حال يک مقدار قابل ملاحظۀ از تفنگ هاى حکومت را تسليم نموده و آماده اند مقدار باقيمانده را بعد از وعدۀ فرمان عفو تسليم نمايند، (٢) تعداد زيادى از وزيرى ها و افراد قبيلۀ محسود به طرفدارى از ځدرانى ها عليه امير مى جنگيدند، (٣) مدعى تاج و تخت عبدالکريم و ملاى لنگ دربارۀ پناه بردن به منطقۀ مهمند حرف ميزنند. متارکۀ مؤقت جنگ، تا زمان نتيجۀ مذاکراتى که هم اکنون جريان دارد، مورد موافقه قرار گرفته است". عبدالواحد شينوارى يا مستر ويد آستراليائى يکى ازمهره هاى مهم توطئه هاى انگليس و رابط آنها با هاشم خان و برادرانش بودعبدالواحد شينواری از جمله افغان های سرحدی بود که در اواسط ۱۸۸۰ با پسر کاکايش غنی خان توسط فيض محمد و تاج محمد با شتر هايش به استراليا برده شده در دشت های پهناور آن سرزمين به کار گماشته شد. وی انگليسی را خوب ياد گرفت و با يک خانم استراليائی ايکه قبلا يک شوهر افغان داشت ازدواج نمود. وی در سال ۱۸۹۵ به حيث مدير کمپنی "بورک کيمل کيرئينگ) با منشی آن کمپنی به نام "جيورج تول" برای خريداری شتر و استخدام شتربانان چندين بار به کراچی سفر نمودو و در مدت کمی بعد از اندوختن ثروت هنگفت گويا خود به خريداری و واردات شتر و استخدام شتربانان افغان پرداخت و به اسم مستر ويد استراليائی شهرت يافت .
ماموريت خطير ديگر مستر ويد در آخرين روز های سلطنت غازی امان الله خان نجات دو نفر از پيلوتان يک طياره انگليسی بود که در جگدلک در نزديکی کمپ قوای والی علی احمد خان به زمين نشسته بود. مستر ويد آنها را به سلامت به سرخرود به خانه يکی از روحانيون معروف رساند تا آنکه بعدا توسط يک طياره ديگری که از "رسالپور" ايالت سرحدی شمال غربی پرواز نموده بود آنها را از سرخرود به پشاور انتقال دادند ( براى معلومات بيشتر درين رابطه به کتاب بالها بر فراز کابل مراجعه کنيد). قابل ياداوريست که دسايس و فرصت طلبى هاى جنرال نادرخان و برادرانش سردار هاشم خان و سردار شاه محمود خان عليه رژيم و نهضت امانى، در حالى که خودشان در آن رژيم پست هاى کليدى داشتند، علاوه بر اسناد سرى استخبارات بريتانوى در اسناد استخبارات روسى نيز انعکاس يافته است . چنانچه در کتاب "راز هاى سر به مهر تاريخ ديپلوماسى افغانستان" اثر پروفيسور داکتر ولاديمير بويکو (ترجمۀ درى آرانفر) در رابطه با موقف نائب سالار عبدالرحيم خان صافى، که در دوران اغتشاش حبيب الله کلکانى فرمانرواى هرات بود، ميخوانيم که "رحيم خان بر آن بود که در روياروئى ميان «سقاوى ها» و نادريه، بايد بى چون و چرا در کنار بچۀ سقأ ايستاد، زيرا مى پنداشت که نادر «مشى ضد استقلال افغانستان را پيش مى برد و آلۀ دست انگليسى ها است». او حتى خواهش مستقيم نادر را مبنى بر حمايت از وى، با سپردن وعدۀ واگذارى حکومت هرات براى او، رد کرد".
Amanullah Proclaimed himself Shah in 1927, but his westernization programme provoked the Muslim imams and he was forced to flee in 1929. After a chaotic interlude, the British installed Gen. Nadir Khan as the new king, but he too alienated the clergy and he was assassinated in 1933. ماخذ . زمانى، عبدالرحمن (٢٠٠٧). جنگ استرداد استقلال افغانستان : جبهۀ فراموش شدۀ چترال و کنر . مؤسسۀ انتشارات مسکا.
|
||
© 1998-2008 Zamani Family all rights reserved |
||